جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cowpea
01
لوبیا چشمبلبلی
a legume with a cream-colored skin and a kidney-shaped appearance
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cowpeas
مثالها
They enjoyed a family gathering where a large pot of cowpea and vegetable stew simmered on the stove.
آنها از یک گردهمایی خانوادگی لذت بردند که در آن یک قابلمه بزرگ خورشت لوبیای چشم بلبلی و سبزیجات روی اجاق گاز میجوشید.
02
لوبیا چشم بلبلی, لوبیای سیاه چشم
fruit or seed of the cowpea plant



























