جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
clockwise
01
در جهت عقربههای ساعت, ساعتگرد
moving or turning in the same direction as the hands of a clock
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The clockwise rotation of the ceiling fan helps circulate air in the room.
چرخش ساعتگرد پنکه سقفی به گردش هوا در اتاق کمک میکند.
clockwise
01
در جهت عقربههای ساعت, به سمت حرکت عقربههای ساعت
in the direction of a clock's hands
اطلاعات دستوری
مثالها
She turned the knob clockwise to tighten the bolt.
او دستگیره را در جهت عقربههای ساعت چرخاند تا پیچ را محکم کند.
درخت واژگانی
anticlockwise
clockwise
clock
wise



























