جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او از فضای خنک داخل موزه در روز گرم قدردانی کرد.
خونسرد
علیرغم هرج و مرج، او آرام ماند و وضعیت را به راحتی مدیریت کرد.
جذاب
حس استایل او آنقدر جذاب بود که همه میخواستند از او تقلید کنند.
سرد (رنگ)
اتاق با رنگهای آبی و سبز خنک رنگآمیزی شده بود.
اگر میخواهی برنامه را تغییر دهی، برای من مشکلی ندارد.
دست کم... (قبل از مقدار یا رقم کلان), راحت... (قبل از مقدار یا رقم کلان)
او از فروش یک میلیون دلار جذاب به دست آورد.
سبک و راحت
او در روز گرم تابستان یک پیراهن کتان خنک پوشید.
آرامبخش
گیتاریست یک نت کوول زد که تن آهنگ را مشخص کرد.
موافق, در اتفاق نظر
بعد از گفتگویمان، حالا ما باحال هستیم.
دور, محتاط
آنها در مهمانی به او خوشآمدگویی سردی دادند.
نسیم عصرگاهی به خنک شدن دما کمک میکند.
او از یک فن برای خنک کردن لپ تاپ داغ شده خود در طول یک جلسه بازی طولانی استفاده کرد.
در ابتدا، او مشتاق به پیوستن به باشگاه بود، اما اشتیاقش کم شد وقتی متوجه تعهد مورد نیاز شد.
خنکی اقیانوس در یک روز گرم، طراوت بخش بود.
درخت واژگانی



























