جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
در (حرف اضافه مکان), درون، داخل
آنها در یک خانه بزرگ زندگی میکنند.
در, در طول
گلها در بهار شکوفا میشوند.
در, تو
او بعد از شنیدن خبر در اشک بود.
او بعد از افتادن از درد چهرهاش در هم رفت.
در, با
آنها در لحن مشابه هستند اما در محتوا نه.
در, تو
او تنها زن در هیئت مدیره است.
در, داخل
او در تبلیغات است و با برندهای بزرگ کار میکند.
به, در
کتاب به انگلیسی نوشته شده است.
در، درون
در مدیریت یک تیم، ارتباط موثر بسیار مهم است.
در تئوری, از نظر تئوری
در تئوری، باید کار کند.
در
یک از هر پنج رای دهنده از این اقدام حمایت کرد.
در, درون
صندلیها به صورت دایرهای چیده شدهاند.
در, با
او با یک کت و شلوار سیاه تیز رسید.
در, درون
او در شنیدن من اعتراف کرد.
در, تو
او این را در خود دارد تا رهبری کند.
او از باران به داخل آمد و چترش را تکان داد.
درون, داخل
ما برای شب داخل قفل شده بودیم.
رسید, وارد شد
پرواز او دقیقاً بعد از نیمهشب رسید.
در داخل, به داخل
در انتها به آرانی توتها را درون مخلوط کنید.
به داخل, به سمت ساحل
ما قبل از اینکه جزر و مد به داخل بیاید چادر زدیم.
داخل, نزدیک
بازیکنان میدان بیرونی برای آخرین اوت داخل بازی میکردند.
به داخل, داخل
او یک توپ سریع به داخل پرتاب کرد تا ضربهزن را به دردسر بیاندازد.
درون, درگیر
او در طرح بازسازی تیم است.
در رابطه خوب, در لطف
از زمانی که پروژه شروع شد، او محبوب مدیران ارشد بوده است.
در, تو
او به وضوح در وضعیت بدی با همسایههایش پس از شکایتهای سر و صدا قرار دارد.
در حال تولید, فعال
آن چاه جدید بالاخره در حال تولید است.
به تدریج, کم کم
موسیقی به تدریج شنیده شد.
انتخاب شد, به قدرت رسید
او به عنوان رئیسجمهور به رأی آمد.
رنگهای نئون روشن قطعاً مد این فصل هستند.
دکتر امروز اینجا است.
در, مدرن
فقط جمعیت in به نمایش خصوصی دعوت شدند.
قسمت داخل حلقه یک حکاکی مخفی دارد.
در محدوده, معتبر
داور آن را داخل اعلام کرد، اما تیم دیگر اعتراض کرد.
حزب در قدرت به دلیل تورم فزاینده با انتقادات روبرو است.
در قطار به موقع رسید.
موجود, رسیده
نتایج بالاخره رسید.
سودآور, مفید
او در چند هزار دلار از کریپتو است.
داخلی, مختص به گروه خاصی
این قطعاً یک شوخی درونگروهی بود، همه به جز من خندیدند.
در, داخل
من уже دو ساعت در این هستم و به زحمت نیمی از راه را رفتهام.
آماده, مشتاق
من آماده هستم که این پروژه را به عهده بگیرم.
درونیها, کسانی که در قدرت هستند
رایدهندگان از داخلیها خسته شده بودند و خواستار تغییر کامل در رهبری بودند.
ن, ایم
نتایج ناکامل بودند، بنابراین مطالعه باید ادامه مییافت.
در-, نفوذ-
جاسوس آموزش دیده بود تا به قلمرو دشمن نفوذ کند.



























