جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
کودکان برای درس داخل کلاس جمع شدند.
به داخل, در داخل
او به داخل مدافع خود برید و به سمت دروازه شوت زد.
درون, در اعماق
او در طول جلسه آرام ماند، اگرچه درون وحشت زده بود.
درون, داخلی
او پس از خوردن غذا با سرعت زیاد، احساس تنگی درون خود کرد.
او پنج سال را داخل گذراند پس از آنکه به جرم دزدی محکوم شد.
او داخل کابینت را به رنگ زرد روشن رنگ کرد تا جلوهای رنگی به آن بدهد.
محفظه داخلی چمدان به اندازه کافی گنجایش دارد تا تمام وسایل من را در خود جای دهد.
داخلی, مرکزی
مربی او را به عنوان مهاجم داخلی قرار داد تا فرصتهای بیشتری برای گلزنی ایجاد کند.
داخلی, محرمانه
کارمند به افشای اطلاعات داخلی درباره ادغام متهم شد.
داخل, درون
من کیفم را داخل کمد گذاشتم.
من نیاز دارم که گزارش در عرض یک ساعت تمام شود.
درون, در چارچوب
استراتژی سرمایهگذاری او در چارچوب مقررات مالی باقی میماند تا از مشکلات قانونی جلوگیری کند.
او احساس کرد که یک قدرت آرام در درونش در حال ساختن است در حالی که برای چالش آماده میشد.
درون, در
شایعات از داخل شبکه حاکی از آن بود که تغییر بزرگی در راه است.



























