جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ارزیابی کردن, تخمین زدن
او بر اساس تجربه مقدار مواد لازم برای دستور غذا را تخمین میزند.
اندازه گیری, ارزیابی
مهندس عمق رودخانه را با استفاده از یک دستگاه سونار اندازه گیری کرد.
ارزیابی کردن, تایید کردن
مهندس قطعات را ارزیابی کرد تا بررسی کند که آیا در محدوده تحمل قابل قبول هستند یا خیر.
دوز کردن, تناسب دادن
او با دقت مواد گچ را اندازهگیری کرد تا زمان خشک شدن مورد نیاز را برآورده کند.
تخمین زدن, اندازه گیری کردن
او سطح سوخت در مخزن را اندازهگیری کرد تا ببیند آیا میتوانند به ایستگاه بعدی برسند.
تراشیدن, شکل دادن
بنّا سنگها را اندازهگیری کرد تا به طور کامل در دیوار جای بگیرند.
اندازهگیر, دستگاه اندازهگیری
گیج فشار روی دیگ بخار سطح بخار داخل را نشان میدهد.
عرض ریل, گِیج ریل
عرض استاندارد به طور گسترده در بسیاری از کشورها استفاده می شود.
ضخامت, قطر
کالیبر, قطر
استاندارد, مرجع



























