جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نشانه گرفتن, هدف گرفتن
کماندار با دقت تیر را به سمت هدف هدفگیری کرد.
قصد انجام کاری را داشتن
او هدف داشت تا با افتخار فارغالتحصیل شود و ساعتهای بیشماری را به مطالعه اختصاص داد.
هدف گرفتن, معطوف کردن
کمدین به طور هوشمندانهای شوخیهایش را به سمت سیاستمداران در جمع هدف گرفت.
هدف قرار دادن, معطوف کردن
شرکت تبلیغات خود را به سمت حرفهایهای جوان هدف گرفته است.
هدف گرفتن, قصد کردن
او هدف داشت تا از طریق کار خود تأثیر مثبتی بر جامعه بگذارد.
هدف گرفتن, نشانه رفتن
او شلنگ آب را به سمت گیاهان هدف گرفت تا آنها را آبیاری کند.
هدف
هدف او این است که ماراتن را در کمتر از چهار ساعت به پایان برساند.
هدف, مقصود
هدف او ایجاد یک محیط کار فراگیرتر بود.
هدف گیری, هدف
جهت, گرایش
هدفگیری, دقت
هدفگیری خوب در تیراندازی با کمان ضروری است اگر میخواهید به هدف بزنید.



























