جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پشت
شعبدهباز خرگوش را از پشت کلاه بیرون کشید.
یک روستای کوچک در پشت آن تپهها قرار دارد.
پشت, فراتر از
این سنت به زمانهای بسیار پیش از تاریخ ثبتشده بازمیگردد.
بچهها پشت معلم خود به صورت تکتک راه رفتند.
پشت سر, بعد از
او دروازه را پشت سر خود بست وقتی که رفت.
انگیزههای واقعی پشت استعفای او همچنان نامشخص است.
پشت سر, پشت سر گذاشته
بیایید اختلافاتمان را پشت سر بگذاریم.
من پشت تصمیم دوستم برای دنبال کردن رویاهایش هستم.
پشت, در راس
او مغز متفکر پشت استراتژی جدید شرکت بود.
به پشتوانه, با حمایت
آنها با پشتگرمی یک دفاع باورنکردی قهرمانی را کسب کردند.
او از نظر پیشرفت تحصیلی پشت سر همکلاسیهایش است.
پشت, عقب تر از برنامه
پروژه عقب تر از برنامه است.
او به عقب نگاه کرد و دوستانش را دید که با دست خداحافظی میکنند.
پشت سر, عقب
مرا پشت سر نگذار؛ میخواهم با تو بیایم.
پشت, گذشته
بدترین بخش سفر پشت سر است؛ راه پیش رو بسیار آسانتر است.
پشت, عقب افتاده
تیم بعد از از دست دادن یک گل مهم عقب افتاد.
پشت, عقب
در نیمهوقت، آنها دو امتیاز عقب بودند.
من در کارم عقب افتادهام و باید جبران کنم.
عقب, معوق
او با اجارهاش عقب بود و یک اخطار دریافت کرد.



























