جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
زنجیرهای
انتشار سریالی رمان خوانندگان را مجذوب خود کرد، که مشتاقانه منتظر هر قسمت جدید بودند.
سریالی, پشت سر هم
وظایف به ترتیب سریالی تکمیل شدند تا جریان کار مناسبی تضمین شود.
سریالی, قسمتی
رمان سریالی برای اولین بار در یک مجله هفتگی محبوب منتشر شد.
سریالی, تکرارشونده
روانشناس عادات یک اهمالکار متوالی را مطالعه کرد که برای شکستن الگوی خود تلاش میکرد.
سریالی, متوالی
پلیس سرانجام سارق سریالی را که ماهها خانههای محله را هدف قرار داده بود، دستگیر کرد.
سریال, متوالی
موسیقی سریال اغلب با استفاده از یک دنباله ساختاریافته از نتها به جای هارمونی سنتی، شنوندگان را به چالش میکشد.
سریال, متوالی
چاپگر قدیمی با استفاده از یک پورت سریال به کامپیوتر متصل میشود که دادهها را یک بیت در هر بار ارسال میکند.
نمایش کارآگاهی به صورت سریالی تولید شد، با هر قسمت که سرنخهای بیشتری برای حل پرونده آشکار میکرد.
رمان ابتدا به عنوان یک سریال در یک روزنامه محلی معرفی شد قبل از اینکه به صورت کتاب منتشر شود.
سریال, نشریه سریالی
این مجله یک نشریه سریالی علمی معروف است که مقالات تحقیقی ماهانه منتشر میکند.
درخت واژگانی



























