جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
آسیب رساندن, خراب کردن
سیلاب قدرت ویران کردن بنیان خانه را داشت.
(با گذر زمان) از بین رفتن
عمارت قدیمی به آرامی شروع به ویرانی کرده است، با گذشت سالها، بخشهایی از سقف فرو میریزد.
بیآبرو کردن
در داستانهای قدیمی، شوالیه قسم خورد که او را از کسانی که میخواستند او را بیآبرو کنند، محافظت کند.
ورشکست کردن, زمین زدن
بحران اقتصادی بسیاری از خانوادهها را ویران کرد و آنها را در تلاش برای بقا رها کرد.
لکهدار کردن, خراب کردن
تصمیمات مدیریتی ضعیف میتوانند اعتبار یک شرکت را نابود کنند.
خرابه, ویرانه
آنها در طول سفر خود ویرانههای یک قلعه قدیمی را کاوش کردند.
نابودی
ارتش مهاجم به ویرانی شهر دست یافت.
شکستی که گران تمام میشود
رسوایی ویرانی را برای بازیگر معروف به ارمغان آورد.
فرسودگی
خانه برای دههها در ویرانی بوده است.
درخت واژگانی



























