جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بهسوی عقب, in the direction behind us
او به عقب برگشت تا به دوستش فضای بیشتری برای رقصیدن بدهد.
برگشت, دوباره
پس از سالها زندگی در خارج، او به زادگاهش برگشت.
بازگشت, دوباره
بعد از یک استراحت کوتاه، او به نوشتن مقالهاش برگشت.
او به گذشته به دوران کودکی خود نگاه کرد با خاطراتی دلنشین.
او پیامی برگشت فرستاد تا زمان جلسه را تأیید کند.
برگشت, در پاسخ
او پولی را که هفته گذشته قرض گرفته بود پس داد.
عقب, دور
او میخواست بجنگد، اما دوستانش او را به عقب نگه داشتند.
او کمر خود را خم کرد تا جعبه سنگین را بلند کند.
پشت آینه با گرد و غبار پوشیده شده بود.
او صندلی های اضافی را در عقب اتاق گذاشت.
پشت صندلی برای راحتی بیشتر بالشتک داشت., قسمت عقب صندلی برای راحتی بیشتر بالشتک داشت.
پشتی صندلی برای راحتی بیشتر پدگذاری شده بود.
بک, بازیکن دفاعی
بک توپ را برای ۵۰ یارد پیش برد.
پشت, بار
من نمیتوانم تمرکز کنم در حالی که همه دائماً پشت سرم هستند.
ورودی عقب ساختمان کمتر شلوغ است.
پاهای عقب اسب به وضوح از پایهای جلو قویتر بودند.
من شمارههای قدیمی مجله را در اتاق زیر شیروانی پیدا کردم.
تیم تصمیم گرفت تصمیم کاپیتان خود را در بازی سرنوشتساز حمایت کند.
ماشین شروع به عقب رفتن از راهرو کرد.
او ماشین را به گاراژ عقب برد.
بانک با یک وام از استارتاپ جدید حمایت کرد.
پشتیبانی کردن, تایید کردن
دانشمند این نظریه را با شواهد محکم از آزمایشهای متعدد تأیید کرد.
تقویت کردن, حمایت کردن
تیم ساختار را با تیرهای فولادی تقویت کرد تا پایداری بیشتری داشته باشد.
تغییر جهت دادن, چرخیدن
باد شروع به چرخش کرد، هوای خنکتری از شمال آورد.
او تصمیم گرفت به شرط بندی روی بازنده مسابقه، با امید به برنده شدن جایزه بزرگ.
در پشت چیزی قرار داشتن, روبهروی چیزی بودن
رستوران رو به روی یک رودخانه خوش منظره است که چشماندازهای زیبایی از حیاط ارائه میدهد.
گروه بااستعداد در طول اجرای زنده خواننده را همراهی کرد.
پوشاندن, تقویت کردن
صنعتگر برای جلوگیری از خراش، پانل چوبی را با نمد پوشاند.
همراهی کردن, جفت کردن
تک آهنگ موفق با یک نسخه سازی در طرف دیگر پشتیبانی شد.



























