جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ماندن
هوا خیلی غیرقابل پیشبینی است، بنابراین بهتر است در داخل بمانید.
اقامت کوتاه داشتن, ماندن
آنها ما را برای ماندن در خانه ساحلیشان برای آخر هفته دعوت کردند.
ماندن
علیرغم چالشها، او توانست در طول وضعیت اضطراری آرام بماند.
قاضی تصمیم گرفت متوقف کند روند را تا زمانی که مدارک بیشتری ارائه شود.
مقررات جدید برای متوقف کردن افزایش آلودگی در شهر طراحی شدهاند.
او سعی کرد با عذرخواهی صمیمانه خشم او را آرام کند.
تسکین دادن, ارضاع کردن
او یک بار گرانولا خورد تا گرسنگی خود را تا ناهار تسکین دهد.
ماندن, حمایت کردن
داوطلبان با ارائه لوازم و حمایت عاطفی از قربانیان فاجعه حمایت کردند.
داربست برای حمایت از ساختمان قدیمی در طول بازسازی استفاده شد.
ثابت کردن, حمایت کردن
ملوانان برای ثابت نگه داشتن دکل قبل از طوفان با هم کار کردند.
در طول اقامت خود در هتل، او از سرویس اتاق و درمانهای اسپا لذت برد.
پروژه به دلیل مشکلات مالی برای چند هفته در توقف بود.
تمرین روزانه یوگای او یک مقابله در برابر اضطراب و استرس است.
تعلیق, تأخیر
دادگاه تعلیق اجرا را صادر کرد در حالی که منتظر بررسی جدید پرونده بود.
نهنگ, قاب
یقه پیراهن او دارای میلههای قابل جدا شدن بود تا در طول روز ترد بماند.
پایداری ذهنی او به او کمک کرد تا سختترین سالهای جنگ را زنده بماند.
ملوانان طناب را محکم کردند تا مطمئن شوند دکل در طول طوفان صاف میماند.
آنها قبل از طوفان، دکل پرچم را با کابلهای نگهدارنده اضافی تقویت کردند.
کابل نگهدارنده, سیم پشتیبان
مهندسان کابلهای نگهدارنده هواپیما را بررسی کردند تا ایمنی در طول پرواز را تضمین کنند.
بایست, صبر کن
بمان، عجله نکن به نتیجهگیری.
درخت واژگانی



























