جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Resilience
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
After losing her job, Sarah showed remarkable resilience by quickly finding a new position and adapting to her new workplace.
پس از از دست دادن شغلش، سارا انعطافپذیری قابل توجهی از خود نشان داد با یافتن سریع یک موقعیت جدید و سازگاری با محیط کار جدیدش.
02
انعطاف پذیری, قابلیت ارتجاعی
the ability to bounce back after being stretched or compressed
مثالها
The rubber band’s resilience allows it to stretch significantly and then return to its original shape.
انعطافپذیری نوار لاستیکی به آن اجازه میدهد تا به میزان قابل توجهی کشیده شود و سپس به شکل اولیه خود بازگردد.
درخت واژگانی
resiliency
resilience
resili



























