جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
من قبلاً از آن شهر دیدن کرده بودم.
شوالیه جلوتر سوار شد، و راهپیمایی را از میان روستا رهبری کرد.
قبل از, قبل
عدد 5 در لیست قبل از 6 میآید.
او باید کارش را قبل از شام تمام میکرد.
جلوی, مقابل
گربه جلوی شومینه نشست، از گرما لذت میبرد.
او همیشه خانواده را قبل از کار قرار میدهد.
به جای, قبل از
من قبل از خیانت به دوستانم میمیرم.
پرونده به نزد قاضی برده شد.
جلوی, در مقابل
او در مقابل حضار درباره کتاب جدیدش صحبت کرد.
قبل از, در مقابل
آنها مجبور به عقبنشینی در برابر ارتش پیشرو شدند.
پیش روی شما لیستی از توصیهها است.
چیزهای هیجانانگیز زیادی قبل از ما در انتظار هستند.
قبل از, در مقابل
مسئله عدالت پیش روی مردم این ملت است.
در مقابل, پیش روی
روستا در برابر خشم طوفان فرو ریخت.
قبل از
درآمد کل قبل از کسرها 50،000 دلار بود.
فراموش نکنید که در را قبل از بیرون رفتن قفل کنید.
قبل از اینکه, به جای
او قبل از اینکه با او بحث کند، میرفت.
قبل از اینکه, پیش از آنکه
ما این کار را قبل از پایان روز به پایان خواهیم رساند.
انتظار برای دیدن دکتر بیشتر از آنچه فکر میکردیم طول کشید قبل از اینکه بتوانیم او را ببینیم.
قبل از اینکه, تا نشود که
آن گزارش را قبل از انقضای مهلت به من برسان.
ما هرگز چیزی شبیه به آن قبلاً ندیده بودیم.
قبل, وضعیت اولیه
قبل از خانه پس از بازسازی غیرقابل تشخیص بود.



























