جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
متوجه شدن, دیدن
من نتوانستم متوجه غروب زیبای خورشید نشوم در حالی که در کنار ساحل قدم میزدم.
متوجه شدن, هشیار شدن
او متوجه صدای کم تهویه هوا نشد تا زمانی که برق قطع شد.
متذکر شدن
او شکافهای برنامه را متوجه شد و پیشنهادی برای رفع آنها ارائه داد.
پذیرفتن
او همیشه با دادن کمک اضافی در تکالیفش به برادر کوچکترش توجه میکند.
اطلاعیه, پوستر
او اطلاعیه درباره جلسه جامعه آینده روی تابلو اعلانات را خواند.
او یک آگهی در روزنامه محلی قرار داد تا مبلمان قدیمی خود را بفروشد.
اخطاریه پرداخت
او یک اعلامیه از شرکت خدمات عمومی دریافت کرد که خواستار پرداخت تا پایان هفته بود.
او پس از پذیرفتن پیشنهاد شغل جدید، اعلامیه دو هفتهای خود را در محل کار تحویل داد.
نقد
فیلم نقدهای پر شوری از منتقدان دریافت کرد و به سرعت به یک موفقیت گیشه تبدیل شد.
توجه, اطلاع
دانشآموز جدید به سرعت توجه معلم را جلب کرد.



























