جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
جلو, پیش، وجهه جلو، نما جلو
او در جلو صف ایستاده بود تا بلیطهای کنسرت را بخرد.
جبهه, خط مقدم
سربازان در جبهه مستقر شده بودند تا از منطقه دفاع کنند.
او یک ظاهر مطمئن نشان داد، اگرچه از مسئولیتهای جدید احساس غرق شدن میکرد.
پوشش, نما
تاجر پوشش یک سازمان جنایی بزرگ بود.
جبهه دموکراتیک برای انتخابات آزاد تجمع کرد.
پیشبینی آب و هوا طوفانهای رعد و برق را پیشبینی کرد زیرا انتظار میرفت یک جبهه سرد از منطقه عبور کند.
جبهه, حوزه
اخیراً پیشرفتهای زیادی در جبهه محیطزیست صورت گرفته است.
او با این همه بیپروایی وارد اتاق شد، انگار که صاحب آنجا است.
جلو, جلویی، پیشین
در جلو خانه به رنگ قرمز نقاشی شده است.
جلو
صدای واکه در "beat" یک واکه جلو است.
او بدون تردید به روبرو شدن با اتهام پرداخت، مصمم به دفاع از خود.
خانه رو به ساحل است، که چشماندازهای خیرهکنندهای از اقیانوس ارائه میدهد.
پوشاندن, روکش کردن
ساختمان با شیشه پوشانده شده بود تا نور طبیعی بیشتری وارد شود.
رهبری کردن, در صدر بودن
او سرپرستی یک گروه راک محبوب را بر عهده دارد که در سراسر جهان تور میرود.
او هر روز هفته یک برنامه رادیویی صبحگاهی محبوب را مجری گری میکند.
وقتی که آشکارا ناراحت هستی، تظاهر نکن که همه چیز خوب است.
پوشش دادن, پنهان کردن
شرکت به ظاهر بیگناه به عنوان پوشش برای یک شبکه جنایی بزرگتر عمل میکرد.
پیش پرداخت کردن, تامین مالی کردن
او بودجه مورد نیاز برای تکمیل پروژه را به تیم پیشپرداخت کرد.
درخت واژگانی



























