جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Forepart
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
foreparts
مثالها
The forepart of the ship cut smoothly through the waves.
قسمت جلویی کشتی به نرمی از میان امواج عبور کرد.
درخت واژگانی
forepart
fore
part



























