جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Forepart
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
foreparts
مثالها
The forepart of the car sustained the most damage in the collision.
قسمت جلویی ماشین در برخورد بیشترین آسیب را دید.
درخت واژگانی
forepart
fore
part



























