جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
لایه برداری کردن, پوسته پوسته شدن
پوست درخت با رشد کردن لایهلایه میشود و لایهای صافتر در زیر آن نمایان میشود.
لایهبرداری کردن
پس از یک روز طولانی در فضای باز، او دوست دارد پوست خود را لایه برداری کند تا هرگونه کثیفی و سلول های مرده را از بین ببرد.
باز شدن, گسترش یافتن
گلبرگها در نور گرم خورشید لایهبرداری شدند، رنگهای پرجنب و جوش خود را آشکار کردند.
لایه برداری کردن, برداشتن لایه ها
با گذشت زمان، هوازدگی میتواند لایههای بیرونی سنگ را لایهلایه کند، و ساختار زیرین را آشکار سازد.
لایه برداری کردن, باز کردن
باغبان با ماساژ ملایم برگهای گیاه، آنها را لایهبرداری کرد و باعث شد تا کاملاً باز شوند.
لایه برداری کردن, پوسته پوسته شدن
سنگهای گرانیتی با گذشت زمان لایهلایه شدند، سطوح صافی را نشان دادند که لایهها از هم جدا شده بودند.
درخت واژگانی



























