جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
معلوم شدن
مهمانی از آب درآمد جالبتر از چیزی بود که فکر میکردیم.
خاموش کردن, قطع کردن
او قبل از ترک اتاق چراغها را خاموش کرد.
او نگران بود که کسبوکار جدیدش در بلندمدت چگونه پیش خواهد رفت.
تولید کردن, ساختن
کارخانه در یک روز هزاران واحد تولید کرد.
افراد زیادی برای جشن سراسری شهر حاضر شدند.
مدیر به دلیل تخلفات مکرر دانشآموز را از مدرسه اخراج کرد.
آماده کردن, آموزش دادن
مدرسه آشپزی، سرآشپزهایی را آماده میکند که در آشپزی گورمه مهارت دارند.
گوینده میکروفون را به سمت مخاطبان چرخاند برای پخش بهتر صدا.
برای عکاسی، استایلیست مدلها را با آخرین مدهای پاریس پوشاند.
کنسرت جمع کرد جمعیت مشتاقی را علی رغم باران.
خالی کردن, درآوردن
افسر پلیس از او خواست که در طول بازرسی جیبهایش را خالی کند.
کشاورز گاوها را صبح زود به چراگاه رها کرد.
خالی کردن, مرتب کردن
او کابینتهای آشپزخانه را خالی کرد تا از شر غذای تاریخ گذشته خلاص شود.



























