جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
گاز گرفتن
سگ با غرغر کردن به متجاوز هشدار داد قبل از اینکه سعی کند گاز بگیرد.
نیش زدن
مار میتواند وقتی تهدید میشود سریع نیش بزند.
به درد آوردن
باد سرد به نظر میرسید که گونههایم را گاز میگیرد در حالی که بیرون راه میرفتم.
بریدن
قیچی کاغذ را گزید و آن را به دو قطعه تمیز برید.
دزدیدن, کپی کردن
او همیشه حرکات رقص من را میدزدد.
جایدندان, گزش
گاز سگ روی پای او نیاز به توجه پزشکی فوری داشت.
یک لقمه
او یک گاز از سیب گرفت و شیرینی آن را چشید.
اسنک
ما در یک کافه توقف کردیم تا یک خوراکی سریع بخوریم و سپس سفر جادهای خود را ادامه دهیم.
عملِ گاززدن
بخشِ گاززدهشده
طعمی تند و قوی
فلفل یک گاز آتشین داشت که روی جوانههای چشایی باقی میماند.
کنایه
کلمات او گزندگی داشت، که همه را از شدت خشونتش متحیر کرد.
گرفتن (در ماهیگیری), در دام افتادن
نیش
درخت واژگانی



























