جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
آن قدر
موسیقی اینقدر بلند بود که نمیتوانستم صدای فکر کردن خودم را بشنوم.
خیلی, بسیار
او دیشب در مهمانی خیلی زیبا به نظر میرسید.
تا حدی, به اندازه
من فقط میتوانم تا این حد به شما کمک کنم قبل از اینکه وقت من تمام شود.
من در تمام عمرم هرگز اینقدر هیجان زده نبودهام.
تو واقعاً مسابقه را عادلانه بردی.
خیلی, واقعاً
این اصلاً منصفانه نیست، لی لی!
خیلی, اینقدر
او آنقدر خوب نیست که همه شما فکر میکنید.
چنین, پس
ماه دیگه نقل مکان میکنی؟ من این رو شنیدم.
زمانه تغییر کرده است، و من هم همینطور.
خیلی, اینقدر
او مهربان و با ملاحظه است، و بیشتر از هر کس دیگری که میشناسم.
پس, بنابراین
"سوپ خیلی خوشمزه است." — "اینطور است."
گره را اینطور ببند.
او کارش را تمام کرد، بنابراین به خانه رفت.
پس اینجا هستیم، بالاخره در پاریس.
پس, بنابراین
پس من خواب موندم، به هر حال کسی منتظرم نبود.
پس, بنابراین
پس, امروز چه کار کردی؟
پس, بنابراین
پس, او در این مورد چه کرد؟
پس, که چی
پس چه اگر او نیامد؟
پس, بنابراین
پس، ما به پایان سفر رسیدیم.
تقریبا, حدود
پروژه حدود پنجاه هزار دلار هزینه خواهد داشت.
بنابراین, به همین خاطر
هنوز دردناک بود، بنابراین به دیدن یک متخصص رفتم.
بنابراین, پس
دستورالعملها واضح نبودند، بنابراین هیچکس به درستی از آنها پیروی نکرد.
آنها به هم زمزمه میکنند تا کس دیگری نتواند بشنود.
بنابراین, به همین ترتیب
همانطور که پول بد پول خوب را بیرون میراند، همینطور هنر بد هنر خوب را بیرون میراند.
آه!, پس!
پس! بالاخره تصمیم گرفتی حقیقت را به من بگی.
او شایعات را تکذیب کرد زیرا چنین نبودند.
درست, دقیق
او نقاشی را تا زمانی که درست روی دیوار قرار گرفت تنظیم کرد.



























