جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
آنها از یک پیک نیک در خارج در پارک لذت بردند.
بیرون, خارج
بازدیدکننده خارج از دفتر منتظر ماند، به امید اینکه نوبتش فرا برسد.
بیرون, خارج
چکمههای گلی خود را خارج از در بگذارید.
خارج از
خارج از خانواده نزدیکش، هیچ کس از تصمیم او برای نقل مکان خبر نداشت.
خارج از, بیرون از
آنها تصمیم گرفتند به یک شهر آرام در خارج از مرکز شلوغ شهر نقل مکان کنند.
خارج از, بیرون از
این تصمیم از هر کسی خارج از هیئت مدیره محرمانه نگه داشته شد.
خارج از, فراتر از
اقدامات او خارج از قانون در نظر گرفته شد که منجر به یک تحقیق شد.
محوطه نشستن خارجی کافه، فضایی دلنشین برای لذت بردن از قهوه در روزهای آفتابی فراهم میکند.
دمای خارجی به طور قابل توجهی کاهش یافت وقتی که خورشید شروع به غروب کردن کرد.
کمیته در برابر مداخله خارجی در فرآیند تصمیمگیری خود مقاومت کرد.
خارجی, نامربوط
او چندین علاقهمندي خارجی دارد، از جمله عکاسی و کوهنوردی.
خارجی, بیگانه
شرکت تصمیم گرفت یک متخصص خارجی را برای کمک به سادهسازی عملیاتهای خود وارد کند.
احتمال کمی وجود دارد که او به ما بپیوندد، اما تضمینی نیست.
خارجی, بیرون
پیچر یک توپ منحنی خارجی را هدف گرفت، به امید اینکه بتور نوسان کند و از دست بدهد.
خارجی, بال
او در پست خارجی راست بازی کرد و از سرعت خود در طول بال استفاده کرد.
از بیرون، ساختمان مدرن و به خوبی نگهداری شده به نظر میرسید.
درخت واژگانی
out
side



























