جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پیدا کردن, یافتن
آیا کنترل از راه دور تلویزیون را پیدا کردید؟
متوجه شدن
او بیدار شد و خود را در اتاقی پر از غریبهها یافت.
یافتن, پیدا کردن
در طول بازسازیها، یک اتاق مخفی در یک عمارت قدیمی پیدا شد.
جور کردن
چگونه میخواهیم پول پیدا کنیم تا هزینههای پزشکی را پرداخت کنیم؟
پیدا کردن
او انگیزه را برای گذر از زمانهای سخت پیدا کرد.
یافت شدن
اطلاعات بیشتر را میتوان در راهنمای کاربر یافت.
از نظر ...
آیا مردم تطبیق با محیط جدید را دشوار مییابند؟
پی بردن, نشان دادن
پس از استفاده از محصول جدید، او متوجه شد که پوستش را نرمتر و لطیفتر کرده است.
حکم دادن, محکوم کردن
آیا دادگاه متهم را گناهکار یافت یا بیگناه؟
یافتن
پس از ساعتها طوفان فکری، بالاخره راهحلی برای مشکل پیدا کردیم.
(راه) پیدا کردن
امیدوارم این نامه شما و خانوادهتان را سالم بیابد.
کشف, یافته
آخرین یافته باستانشناسان مجموعهای از سکههای باستانی بود.
یافته, کشف
تحلیل او یک یافته درخشان بود که مشکل را حل کرد.
درخت واژگانی



























