جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
آنها در یک خانه بزرگ زندگی میکنند.
استعفای مدیرعامل یک رویداد بزرگ بود که کل شرکت را تکان داد.
عظیم, کلان، بزرگ
شروع یک کسبوکار جدید یک تلاش بزرگ است که اغلب سالها طول میکشد تا سودآور شود.
موفق و محبوب
گروه جدید به سرعت بزرگ شد، با آهنگهایشان که همه جا پخش میشد.
بازیکن بسکتبال بزرگ بود، از همهٔ دیگران در زمین بلندتر ایستاده بود.
بزرگ, عظیم
وقتی بازی را باخت، به یک خشم بزرگ دچار شد، کنترلر خود را پرتاب کرد و به صفحه فریاد زد.
بزرگ, مستقل
همه معلمانش به من گفتند که او از سوار شدن به اتوبوس هیجان زده بود، حالا احساس میکند مانند یک پسر بزرگ است.
طنین دار, پرجنب و جوش
صدای بلند او سالن را پر کرد و همه حاضرین را مجذوب خود کرد.
حرکات بزرگ مهربانی آنها تأثیری ماندگار بر همه گذاشت.
قدرتمند, عظیم
طوفان یک تندباد بزرگ از باد را آزاد کرد، که تقریباً درختان را سرنگون کرد.
مغرور, خودپسند
رفتار بزرگ او پس از ارتقاء برای همکارانش ناخوشایند بود.
بزرگ, پرشور
شما علاقهمند بزرگ موسیقی جاز هستید، اما قدردانی از مهارتهای بداههنوازی نوازندگان بسیار مهم است.
خواهرم یک باغبان بزرگ است، هر روز ساعتها به مراقبت از گیاهانش میپردازد.
برادر بزرگ من همیشه وقتی نیاز داشتم دست کمک به سمت من دراز کرده است.
با غرور, با تکبر
او در مورد دستاوردهایش در مهمانی بزرگ صحبت کرد.
به طور چشمگیر, به طور قابل توجه
او در امتحانات نهایی خود بزرگ امتیاز آورد، فراتر از انتظارات همه.
به طور قابل توجهی, به شکل بزرگی
شرکت با خرید سه شرکت تابعه جدید به طور قابل توجهی گسترش یافت.
بزرگ, وسیع
آنها تیم خود را تشویق کردند که بزرگ فکر کنند و ایدههای جسورانهای را برای پروژه دنبال کنند.
تیم یک بازیکن بزرگ جدید استخدام کرد تا در منطقه رنگ مسلط شود و ریباندها را تضمین کند.
درخت واژگانی



























