جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bifurcated
01
دو شاخه شده, به دو بخش تقسیم شده
split into two distinct paths or components
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most bifurcated
شکل تفضیلی
more bifurcated
درجهپذیر
مثالها
The organization adopted a bifurcated structure, separating operations and strategy.
سازمان یک ساختار دو شاخهای را اتخاذ کرد که عملیات و استراتژی را جدا میکند.



























