
جستجو
avid
Example
He 's an avid reader, spending hours immersed in books every day.
او خواننده شیدایی است که هر روز ساعتها در کتاب غرق میشود.
She 's an avid gardener, spending all her free time tending to her plants.
او یک باغبان شیدا است و تمام وقت آزاد خود را صرف مراقبت از گیاهانش می کند.
02
آسیبپذیر, پرشور
(often followed by `for') ardently or excessively desirous