جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
لباس خود را درآوردن
با احساس گرمای خورشید، او تصمیم گرفت لباسهایش را درآورد و در لباس شنا از ساحل لذت ببرد.
لباس کسی را درآوردن
در رختکن، همتیمیها پس از بازی شوخیکنان همدیگر را برهنه کردند.
کندن, برداشتن
پس از سالها استفاده، آنها تصمیم گرفتند که عرشه را بردارند و یک لایه جدید رنگ بزنند.
محروم کردن, گرفتن
در برخی موارد، حکم دادگاه میتواند سلب حقوق حضانت از والدین کند.
لخت کردن, پوست کندن
برقکار قبل از اتصال سیمها به پریز برق، آنها را با دقت لخت کرد.
شیر گاو را کاملاً دوشیدن, به طور کامل شیر گاو را دوشیدن
کشاورز با تجربه میدانست چگونه یک گاو را به طور موثر بدوشد، و مطمئن شود که هیچ شیری هدر نرود.
جدا کردن, استخراج کردن
فرآیند تقطیر برای جدا کردن اتانول از مخلوط تخمیر استفاده شد.
خراب کردن, صدمه زدن
مکانیک به طور تصادفی در حین سفت کردن پیچ، آن را خراب کرد.
کندن, حذف کردن
در طول برداشت تنباکو، کارگران با دقت برگهای درمان شده را از ساقهها جدا میکنند تا آنها را برای خشک کردن آماده کنند.
تخلیه کردن, خالی کردن
قبل از فروش خانه، آنها اتاقهای خواب را از تختها، کمدها و میزهای کنار تخت خالی کردند.
داستان مصور
روزنامه یکشنبه یک کمیک استریپ جدید را معرفی کرد.
نوار, باند
کشاورز یک نوار ذرت در امتداد لبه مزرعه کاشت.
نوار, تسمه
تکنسین یک نوار را در دستگاه قرار داد.
باند, باند فرودگاه ساده
شرایط آبوهوایی استفاده از باند را دشوار کرد.
استریپ تیز, رقص برهنه
باشگاه یک استریپ شبانه برای مشتریانش ارائه میداد.
نوار, تسمه
نجار یک نوار چوب برای قاب برید.
درخت واژگانی



























