پایانناپذیر
بیپایان
بیرحم,اجتنابناپذیر
به شکلی غیرقابل جلوگیری,بی امان
نامناسب
ارزان
ارزان,با هزینه کم
بیتجربگی
بی تجربه,تازه کار
غیرقابلتوضیح
ضمنی,مبهم
بیاننشدنی
بسطناپذیر
حلنکردنی
به طور جدایی ناپذیر,به طور غیرقابل انفصال
مصونازخطابودن
مصونازخطا
بدنام
بدنام,معروف
ننگ
نوزادی
نوزاد
نابغه کودک,نابغه زودرس
مهد کودک,دبستان ابتدایی
بچگانه
پیاده نظام,سربازان پیاده نظام
آنفارکتوس
شیفته
علاقه گذرا
غیرعملی,غیرممکن
بیمار کردن
آلوده به بیماری
عفونت
عفونی
بیماری واگیردار
مونونوکلئوز عفونی
عفونی,واگیردار
استنباط کردن
استنباط
استنباطی
پست تر • زیرنویس,کاراکتر زیرین
میتوس تحتانی,مجاری بینی تحتانی
ورید اجوف تحتانی,ورید اجوف دمی
عقده حقارت
دوزخی,شیطانی • ساکن جهنم,شیطان
منطقه دوزخی,دوزخ
دوزخ
نازا,بایر
هجوم آوردن
تهاجم,گسترش
بیدین
بیوفایی
زمین داخلی,الماس • به سمت داخل,به سمت مرکز
بازیکن داخلی,داخلی
نزاع داخلی
پُرکردن فضای خالی در مناطق شهری
ایستگاه پرکن,ایستگاه میانی
نفوذ دادن,فیلتر کردن
نفوذ
بیپایان • بی نهایت,نامحدود
بیاندازه
مقدار بسیار کم • بینهایت کوچک
حساب دیفرانسیل و انتگرال بینهایت کوچک,حسابان بینهایت کوچک
به طور ناچیزی
مصدر (دستورزبان)
بند مصدری,جمله مصدری
بی نهایت,نامحدود
بی نهایت,ابدی
ناتوان
درمانگاه
ضعف
میانوند,مرفیم مقید درج شده • درج میانوند,درج یک مورفیم یا وند در وسط یک کلمه
التهاب آوردن,تحریک کردن
ملتهب,سرخ فام
قابل اشتعال
التهاب,برانگیختگی
ملتهب
باد شونده,قابل باد کردن • باد شونده,شیء باد شونده
تبلیغات بادکنکی,تبلیغات با سازههای بادکنکی
باد کردن
بادکرده,پر از هوا
تورم
حرف اضافه صرفی,حرف اضافه تغییر شکل یافته
آهنگ,تغییر صدا
عبارت تصریفی,گروه تصریفی
یکدندگی
غیر قابل تغییر
مصرانه
مبتلا کردن
اثر • تأثیر گذاشتن
اینفلوئنسر
تبلیغات توسط اینفلوئنسرها
تأثیرگذار
آنفلوانزا
ریزش
اینفوگرافیک,نمایش بصری اطلاعات
برنامهی تلویزیونی تبلیغاتی
اطلاع دادن
گزارش دادن