inviteirrepressible
از 23
inviteirrepressible
invite[v][n]

دعوت کردن • کارت دعوت

invite along[v]

درخواست همراهی کردن

invite around[v]

از کسی دعوت کردن

invite back[v]

دوباره از کسی دعوت کردن

invite in[v]

کسی را به داخل دعوت کردن

invite out[v]

به قرار دعوت کردن

invite over[v]

دعوت کردن (به خانه,...)

invite up[v]

دعوت به بالا,خواستن برای آمدن به بالا

invitee[n]

دعوت شده,مهمان

inviting[adj]

جذاب

invocation[n]

توسل (به خدا)

invoice[n][v]

فاکتور • صورتحساب فرستادن,فاکتور زدن

invoke[v]

موجب شدن

involuntarily[adv]

بی اختیار,ناخواسته

involuntary[adj]

غیرارادی

involuntary manslaughter[n]

قتل غیرعمد,قتل ناشی از بی‌احتیاطی

involution[n]

پیچیدگی,درهم تنیدگی پیچیده

involve[v]

شامل بودن

involved[adj]

درگیر

involvement[n]

مشارکت,درگیری

invulnerable[adj]

آسیب‌ناپذیر

inward[adj][adv]

درونی,باطنی • به‌طرف داخل

inward investment[n]

سرمایه‌گذاری خارجی,سرمایه‌گذاری ورودی

inwardly[adv]

از درون

iodine[n]

*ید

ion[n]

یون

ionic[adj][n]

یونیک

ionic column[n]

ستون ایونی

ionic order[n]

شیوه ایونی

ionosphere[n]

یونوسفر

iota[n]

ذره

ip address[n]

آدرس آی‌پی

ip camera[n]

دوربین تحت شبکه (تصویربرداری نظارتی)

ipod[n]

آی‌پاد

ir[n]

یک هیئت از دولت بریتانیا که مالیات‌های مستقیم اصلی را اداره و جمع‌آوری می‌کند,یک نهاد دولتی بریتانیا مسئول اداره و جمع‌آوری مالیات‌های مستقیم اصلی

iran[n]

ایران

irani[n]

ایرانی,اهل ایران

iranian[n][adj]

ایرانی • ایرانی

iraq[n]

عراق

irascibility[n]

زودرنجی,تحریک پذیری

irascible[adj]

تندخو

irate[adj]

خشمناک

ire[n]

غضب (گناه کبیره)

ireful[adj]

خشمگین,پر از خشم

ireland[n]

ایرلند

iridescent[adj]

رنگین کمان,درخشان

iridium[n]

ایریدیوم,یک عنصر فلزی سنگین و شکننده از گروه پلاتین، مورد استفاده در آلیاژها؛ در آلیاژهای طبیعی با پلاتین یا اسمیم یافت می‌شود

iridology[n]

عنبیه‌شناسی

iris[n][adj][v]

عنبیه • بنفش زنبقی • آیریس باز کردن,مانند آیریس باز شدن

iris folding[n]

تکنیک تا کردن کاغذ با الگویی مارپیچی

irish[adj][n]

ایرلندی • ایرلندی,اصل ایرلندی

irish coffee[n]

*قهوه ایرلندی

irish gaelic[n]

گالیک ایرلندی,ایرلندی

irish moss[n]

*جلبک ایرلندی

irish people[n]

مردم ایرلندی,افراد با تبار ایرلندی

irish potato[n]

سیب زمینی ایرلندی,سیب زمینی ایرلند

irish stepdance[n]

رقص سنتی ایرلندی با حرکات سریع پا

irish stew[n]

خورشت ایرلندی

irish whiskey[n]

ویسکی ایرلندی

irk[v]

آزردن

irksome[adj]

آزاردهنده

irl stream[n]

پخش زنده از زندگی واقعی,استریم IRL

iron[n][v][adj]

آهن • اتو کشیدن • آهن,آهنی

iron age[n]

عصر آهن,دوره آهن

iron bed[n]

*تخت آهنی

iron fist[n]

روش سختگیرانه

iron hand in a velvet glove[phrase]

آدمِ نرم‌ظاهر و سخت‌گیر

iron hoofter[n]

یک مرد همجنسگرا,یک همجنسگرا

iron in the fire[phrase]

کار در دست

iron ore[n]

سنگ آهن,آهن سنگ

iron out[v]

حل و فصل کردن

iron rations[n]

*غذای کنسروی

ironed[adj]

اتوکشیده

ironic[adj]

طعنه‌آمیز

ironically[adv]

به‌صورت طعنه‌آمیز

ironing[n]

اتوکشی

ironing board[n]

میز اتو

ironman[n]

مرد آهنی,ابرمرد

ironworker[n]

آهنگر,کارگر فلزی

irony[n]

وارونه‌گویی

iroquoian languages[n]

زبان‌های ایروکویی

irradiate[v]

در معرض تابش قرار گرفتن

irradiation[n]

پرتوافکنی (پزشکی)

irrational[adj][n]

نامعقول • غیرمنطقی,عدد غیرمنطقی

irrational number[n]

عدد غیرمنطقی

irrationally[adv]

به صورت غیرمنطقی,به شیوه ای غیرعقلانی

irreconcilable[adj]

آشتی‌ناپذیر

irreducible[adj]

تقلیل‌ناپذیر

irrefutable[adj]

انکارناپذیر

irregular[adj][n]

بی‌قاعده (دستورزبان) • نامنظم,درجه دو

irregular galaxy[n]

کهکشان نامنظم,کهکشان بدون شکل مشخص

irregular polygon[n]

*چندضلعی نامنظم

irregular verb[n]

فعل بیقاعده,فعل نامنظم

irregularly[adv]

به طور نامنظم

irrelevant[adj]

بی‌ربط

irreligious[adj]

بی‌دین

irreparable[adj]

مرمت‌ناپذیر

irreparably[adv]

به صورت جبران ناپذیر,به گونه ای که قابل تعمیر نباشد

irreplaceable[adj]

غیر قابل تعویض

irrepressible[adj]

سرکش

LanGeek
دانلود برنامه