incendiaryincredulous
از 23
incendiaryincredulous
incendiary[n][adj]

وسیله آتش زا,دستگاه محترقه • آتش‌زا

incense[n][v]

عطر,بوی عطر • خشمگین کردن

incensed[adj]

عصبانی,خشمگین

incentive[n]

انگیزه

incentivize[v]

تشویق کردن,انگیزه دادن

inception[n]

آغاز

inceptive[adj]

آغازین

incertain[adj]

نامطمئن

incessant[adj]

پیوسته

incessantly[adv]

بی وقفه,پیوسته

incest[n]

زنا با محارم,روابط زنا با محارم

incester[n]

متهم به زنای با محارم,فرد متهم به زنای با محارم

inch[n][v]

اینچ (واحد سنجش طول) • به آرامی حرکت کردن,کم کم پیش رفتن

inchoate[adj]

در شرف تکوین

inchoative[n][adj]

آغازی,جنبه آغازی فعل • ابتدایی

inchoative aspect[n]

وجه ابتدایی,وجه شروع

inchworm green[adj]

سبز کرم ابریشمی

incidence[n]

تناوب

incident[n][adj]

حادثه • (نور) برتابشی

incidental[adj][n]

غیر عمدی • هزینه‌های جانبی,هزینه‌های جزئی

incidental expense[n]

هزینه های جانبی,هزینه های فرعی

incidentally[adv]

برحسب اتفاق

incinerate[v]

خاکستر شدن

incinerator[n]

زباله‌سوز

incipient[adj]

در شرف تکوین

incise[v]

شکاف دادن

incision[n]

برش

incisive[adj]

تیزبین

incisor[n]

دندان پیشین

incisura[n]

بریدگی,فرورفتگی کوچک

incisure[n]

بریدگی,فرورفتگی کوچک

incite[v]

تحریک کردن

incitement[n]

تهییج

inclement[adj]

ظالم

inclination[n]

میل

incline[n][v]

شیب,سطح شیبدار • تمایل دادن,ترغیب کردن

incline mat[n]

مت شیبدار,زیرانداز شیبدار

inclined[adj]

متمایل

include[v]

شامل بودن

included[adj]

شامل,محتوای

including[prep]

شامل

inclusion[n]

شمول

inclusive[adj]

گنجیده

incognito[adv][adj]

در خفا • ناشناس,مخفی

incognizant[adj]

ناآگاه,بی‌خبر

incoherent[adj]

بی‌ربط

incoherently[adv]

به صورت نامنسجم، به شیوه‌ای نامفهوم

incombustible[adj]

نسوز

income[n]

درآمد

income stream[n]
income tax[n]

مالیات بر درآمد

incoming[adj][n]

ورودی,در حال آمدن • ورودی,در حال آمدن

incommunicado[adj]

بی‌ارتباط,بدون وسیله ارتباطی

incomparable[adj]

غیر قابل مقایسه

incompatible[adj]

ناسازگار

incompetent[adj][n]

فاقد صلاحیت • ناشایسته,ناتوان

incomplete[adj]

ناقص

incomprehensibility[n]

غیرقابل‌فهم‌بودن

incomprehensible[adj]

درک‌نکردنی

incompressible[adj]

تراکم‌ناپذیر

inconceivable[adj]

باورنکردنی

inconceivably[adv]

به طور غیرقابل تصور,به شکلی غیرقابل تصور

inconclusive[adj]

بی‌نتیجه

incongruity[n]

ناهماهنگی,ناسازگاری

incongruous[adj]

نامتجانس

inconsequent[adj]

بی ربط,نامربوط

inconsequential[adj]

بی‌اهمیت

inconsiderable[adj]

ناچیز

inconsiderate[adj]

بی‌ملاحظه

inconsiderately[adv]

بی‌ملاحظه,بدون در نظر گرفتن احساسات دیگران

inconsistency[n]

مغایرت

inconsistent[adj]

بی‌ثبات

inconsistently[adv]

به‌طور متناقض

inconsolable[adj]

تسلی‌ناپذیر

inconspicuous[adj]

ناپیدا

inconstant[adj]

متغیر

incontestable[adj]

بی‌چون‌وچرا

incontestably[adv]

بدون شک

incontinence pad[n]

پد بی‌اختیاری

incontinent[adj]

مبتلا به بی‌اختیاری ادرار یا مدفوع

incontrovertible[adj]

انکارناپذیر

incontrovertibly[adv]

مسلماً

inconvenience[n][v]

دردسر • مزاحم شدن

inconvenient[adj]

نامناسب

inconveniently[adv]

به طور ناخوشایند

incorporate[v][adj]

ادغام کردن,شامل کردن • ادغام شده,یکپارچه

incorporated[adj]

ادغام‌شده,ترکیب‌شده

incorporation[n]

ادغام,ترکیب

incorporeal[adj]

غیر مادی,ناملموس

incorrect[adj]

اشتباه

incorrectly[adv]

به صورت نادرست,به طور اشتباه

incorrigible[adj]

اصلاح‌ناپذیر (از طریق تنبیه)

increase[v][n]

افزایش یافتن • افزایش

increased[adj]

افزایش‌یافته (مقدار یا درجه)

increasing[adj]

افزاینده,در حال افزایش

increasingly[adv]

به‌طور فزاینده

incredible[adj]

فوق‌العاده

incredibly[adv]

به‌طور باورنکردنی

incredulity[n]

بی‌اعتقادی

incredulous[adj]

ناباور

LanGeek
دانلود برنامه