رسوخناپذیر
زردزخم
با دعا و درخواست چیزی را به دست آوردن
شتابزدگی
شتابزده
بیپروا,شتابزده
تکانه
بیایمانی
تأثیر منفی گذاشتن,تجاوز کردن
بیدین,بیحرمت
سرسخت
کاشتن (پزشکی) • ایمپلنت
غیر منطقی
به طور غیر قابل باور,به شکلی غیر قابل قبول
استفاده کردن • ابزار مناسب
اجرا,پیادهسازی
پای کسی را گیر کردن
پیامد
تلویحی,اشارتی
معنای ضمنی
ضمنی
بهطور ضمنی
از درون متلاشی شدن
التماس کردن
انفجار درونی,فاز اولیه مسدود شده یک همخوان انفجاری
بهطور ضمنی دلالت کردن
بیادب
بی ادبانه,به صورت بی ادبانه
گستاخی
بیتدبیر
واردات • وارد کردن
اهمیت
مهم
بهویژه
واردات
وارداتی
واردکننده
مُصر
به صورت مداوم التماس چیزی را کردن
تحمیل کردن
خیرهکننده
به روشی چشمگیر,به شکلی با ابهت
اعمال (قانون جدید و...)
غیرممکن • غیرممکن,امکان ناپذیری
به طور غیرممکن,به شکلی غیرممکن
پاکار
متقلب,فریبکار
جعل هویت
ناتوان
ناتوانانه,بدون توانایی تغییر
مصادره کردن,حبس کردن
بینیرو کردن
بیبضاعت
فقیرسازی,تهیدست کردن
اجرانشدنی
عملی نیست,غیر قابل اجرا
ناسزا
نادقیق,مبهم
با بیدقتی
بارور کردن,آغشته کردن
مدیر اجرایی ( اپرا، تئاتر، نمایش و ...)
تحسین کسی را برانگیختن • خدمت اجباری,سربازی اجباری
تحتتأثیر قرار گرفته
تاثیرپذیر,حساس
تصور
تأثیرپذیر
امپرسیونیسم
هنرمند سبک دریافتگری • امپرسیونیستی
تحسینبرانگیز
بهطرز قابل تحسین
لایه اول رنگ روی بوم
چاپ کردن,حک کردن • اثر,تاثیر متمایز
زندانی کردن
زندانیکردن
امکان ناپذیری
بعید
به شکلی غیرمحتمل,به روشی نامحتمل
سخنرانی بداهه,اظهار نظر خودانگیخته • فیالبداهه • فیالبداهه
نامناسب
کسر نامناسب
به صورت نادرست,به روش نامناسب
قابل بهبود,قابل ارتقا
بهبود بخشیدن
بهبود بخشیدن
بهبود یافته,اصلاح شده
بهبود
بهبود دهنده,عامل بهبود
بیفکر
تئاتر بداهه
بداههگویی کردن
بی احتیاطی
بیتدبیر
گستاخ
اعتراض کردن
ناتوانی
تکان,انگیزه غریزی
خرید آنی,خرید تکانهای
ضربت
ناگهانی
بیدرنگ,بدون فکر