بدخلق,کج خلق
بی ادب,ناشایست
بدطبیعت
بدشگون
بدبو,متعفن
بدبو,متعفن
بدیمن
بدخلق,تحریک پذیر
نامناسب,به موقع نبودن
بدرفتاری کردن,آزار دادن
بد رفتاری شده
بدرفتاری,رفتار ظالمانه
حالتِ ورود به درون
یک ژانر الکترونیک تجربی که آمبیِنت، هیپ هاپ و داب را ترکیب میکند، معروف به مناظر صوتی تاریک و آیندهنگرانه آن,یک سبک موسیقی تجربی که آمبیِنت، هیپ هاپ و داب را در هم میآمیزد، با جوهای صوتی تاریک و آیندهنگرانه مشخص میشود
غیرقانونی • مهاجر غیرقانونی
بهصورت غیر قانونی
ناخوانا,نامفهوم
نامشروعیت
غیرقانونی • فرزند نامشروع,حرامزاده
به طور نامشروع
نافرهیخته
تعصب
نامشروع
به طور غیرقانونی, به صورت ممنوع
نامحدود
ایلینوی,ایالت ایلینوی
بیسوادی
بیسواد • بیسواد,ناخوانده
بیماری
غیرمنطقی
به طور غیرمنطقی,به شیوه ای فاقد استدلال روشن
روشن کردن,منور کردن
منبع نور
روشن کردن
روشن شده,منور
تذهیب
روشنایی,آگاهی روحانی
روشن کردن
توهم
توهمگرا,غیبگو
نقاشی سقف دیدفریبانه
واهی
وهمی
توضیح دادن
مصور,تزئین شده با نقاشیها
تصویر
نمایشی,توضیحی
تصویرگر
نامی
زبان ایلوکانو
پنجاه و نه,شصت منهای یک
شصت و نه,شصت و نه
هفتاد و نه,هفتاد و نهم
تصویر • تصور کردن,تجسم کردن
اسکنر تصویر,دستگاه اسکن تصویر
پایدارکننده نگاره
تصویرسازی (ادبیات)
قابل تصور
خیالی • خیالی,عدد خیالی
تخیل
خیالانگیز
تخیلی,به شیوه ای خلاقانه
تصور کردن
عامل تصویربرداری,ماده کنتراست
امام,رهبر معنوی
صفحه نمایش آیمکس
عدم تعادل
احمق,نادان • احمق,کودن
نوشیدن
نوشنده, میگسار
جذب,مصرف مایعات
جذب مایعات,عمل مصرف مایعات
چیدمان کاشیها,همپوشانی
سوءتفاهم
لکهدار کردن
از رنگ آغشته کردن
تقلید کردن,کپی کردن
تقلید • تقلید,جعلی
تقلیدی,مقلد
مقلد
تروتمیز
بی عیب و نقص,به طور بی نقص
بیارتباط
نابالغ
به صورت نابالغ,به روش کودکانه
بیاندازه
بیاندازه
فوری
فوراً • به محض اینکه,بلافاصله پس از
عظیم
بهشدت
بی اندازه, غیر قابل اندازه گیری
فرو بردن (در آب)
غوطهوری,تعمید با غوطهوری
غوطه ور کننده,جذاب
تئاتر درگیرکننده
مهاجر
مهاجرت کردن
مهاجرت
قریبالوقوع