همکنشپذیری
استیضاح کردن
بین فردی,ارتباطی
به صورت بین فردی,به شیوه ای مربوط به تعاملات بین افراد
فاز میانی,مرحله میانی
واقع در بین سیارات
تعامل,بازی
اینترپل,سازمان بینالمللی پلیس جنایی
تحریف کردن (متن)
مداخله کردن,خود را بین قرار دادن
مداخله
تعبیر کردن
قابل تفسیر,قابل درک
تفسیر,درک
مترجم (شفاهی)
تفسیری, هرمنوتیکی
رقص تفسیری
نقطه میانی,نشانه نقطهای
دوره بین دو حکومت,فاصله بین دو پادشاهی
نقطه پرسشی (؟!)
بازجویی کردن
بازجویی
علامت سوال,نشانه پرسش
پرسشی,جمله پرسشی • پرسشی,بازجویی کننده
صفت پرسشی,صفت سوالی
قید پرسشی,قید سوالی
تعیین کننده پرسشی,صفت پرسشی
ضمیر پرسشی,ضمیر سوالی
پرسشنامه,استنطاق • بازجویی,مربوط به بازجویی
قطع کردن • قطع,سیگنال قطع
قطع شده,مختل
قطع
تقاطع کردن
متقاطع,قطع کننده
تقاطع,چهارراه
تقاطعی
اینترسکشنالیتی
بیناجنس
متنوع کردن (سخنرانی یا نوشته)
بین ایالتی,میان ایالتی • بزرگراه بین ایالتی,جاده بین ایالتی
بزرگراه بین ایالتی,جاده بین ایالتی
بین ستارهای,بین ستارهها
محیط میانستارهای
شکاف
بینامتنیت
بین جزر و مدی,مربوط به منطقه بین علامتهای جزر و مد بالا و پایین در ساحل
درهم تنیدن,به هم پیچیدن
فاصله,استراحت
تمرین تناوبی
پادرمیانی کردن
میانجیگری
حذف مهره با قرار گرفتن بین دو مهره حریف
مداخلهگرایی,سیاست مداخله
مداخلهگر,دولتی
مصاحبه کردن • مصاحبه
پنل مصاحبه,کمیته انتخاب
اتاق مصاحبه
مصاحبهشونده
مصاحبهکننده
صداسازی بین واکهای,آواداری بین مصوتها
بافتن,ترکیب کردن
بیوصیتبودن
فاقد وصیتنامه
رودهای
انسداد روده
روده
صمیمیت
صمیمی • اشاره کردن,بیان کردن • رازدار,نزدیک
صمیمانه,به روش شخصی
نشانه
ترساندن
ترسیده,مرعوب
وحشتناک
ارعاب,تهدید
به داخل
خلاف جهت باد,به سمت باد
انگار دود شده رفته هوا
طاقتفرسا
به طور غیر قابل تحمل,به شکلی غیرقابل تحمل
عدم تحمل
انعطافناپذیر
آهنگ (زبانشناسی)
آهنگین
ماده مست کننده,مخدر • مستیآور
نشئه کردن
مست,مخمور
مست کننده,الکلی
درونسلولی
غیر قابل کنترل
قوس درونی
درونسازمانی
اینترانت,شبکه داخلی
عدم انعطاف
سرسخت
ناگذرا,فعل ناگذرا • ناگذرا
فعل ناگذر
وسیله داخل رحمی
وریدی
پایه سرم
پیلوگرام داخل وریدی,اوروگرافی داخل وریدی