مسلم
مسلماً
نامعلوم
به صورت مبهم,نامشخص
غیرقابلتشخیص
فرد • مجزا
مدلی انفرادی,ترکیبی انفرادی
ورزش انفرادی,ورزش تک نفره
فردگرایی,ویژگی فردی
فرد خودگرا • فردگرا
فردگرا
فردیت
شخصیسازی شده,سفارشی شده برای فرد
بهطور جداگانه
تجزیه ناپذیر,جدا نشدنی
زبانهای هندوآریایی
زبانهای هندواروپایی
زبانهای هندوایرانی
شستشوی مغزی,آموزش دادن
راحتطلبی
بیحال
سرکش
اندونزی
اندونزیایی • اندونزیایی,مربوط به اندونزی
سرپوشیده
فعالیت در داخل ساختمان
صعود دیواری سرپوشیده,کوهنوردی سالنی
کریکت سرپوشیده,کریکت داخلی
دودکن داخلی,دستگاه دود دادن غذا برای استفاده در فضای بسته
فوتبال سالنی,فوتسال
داخل ساختمان • داخل,درون
ایندری
ایندری دم کوتاه,لمور بزرگ دم کوتاه ماداگاسکار با خز ضخیم و ابریشمی به رنگ سیاه، سفید و نخودی
ایندری ایندری,لمور دمکوتاه بزرگ ماداگاسکار
ایندری,باباکوتو
بیشک
بدون شک
موجب شدن
انگیزه
منصوب کردن
مشمول (سربازی)
پذیرش,معرفی
القاگر,سیم پیچ القایی
به میل خود رفتار کردن
آسانگیر
صنعتی
منطقه صنعتی,ملک صنعتی
*موسیقی محلی صنعتی
هیپ هاپ صنعتی,هیپ-هاپ صنعتی
*موسیقی اینداستریال
انقلاب صنعتی
زبالههای صنعتی
صاحب صنعت
صنعتی شدن,توسعه صنعتی
صنعتی کردن,توسعه صنعت
صنعتیشده
صنعتی
سختکوش
سختکوشانه,با پشتکار
سختکوشی,پشتکار
صنعت
گیاه صنعت,هنرمند ساخته شده توسط صنعت
سری ایندی کار,قهرمانی ایندی کار
یک الکل,یک نوشیدنی الکلی
مست,الکلی • مست شدن,زیاد نوشیدن
*مست
مستی
غیرخوراکی
وصفناپذیر
بیهوده
بیهوده
بیاثر
بیفایده
بیتاثیر
به صورت ناکارآمد
غیر جذاب
به طور نازیبا، بدون ظرافت
فاقد شرایط لازم
ناگریز
اجتناب ناپذیر
ناکارا
بی مهارت,بی اثر
نابرابری
نابرابری
خطاناپذیر,بی عیب
بیخطا,عاری از اشتباه
بیحرکت
گاز بی اثر,گاز نجیب
تمایل به ماندن در جای خود
اجتناب ناپذیر,ناگریز
اجتناب ناپذیر,الزاما
غیر ضروری,زائد • غیر ضروری
حالت اینسیو,حالت درونی
برآوردنکردنی
اجتناب ناپذیری
اجتنابناپذیر • اجتناب ناپذیر,حتمی
به ناچار
نادرست,مبهم
توجیهناپذیر