irreproachableivory
از 23
irreproachableivory
irreproachable[adj]

بی‌گناه

irreproachably[adv]

بی عیب

irresistible[adj]

مقاومت‌ناپذیر

irresistibly[adv]

بطور مقاومت ناپذیر

irresolute[adj]

مردد

irrespective[adv]

صرف نظر از,با وجود همه چیز

irresponsible[adj]

بی‌خیال

irresponsibly[adv]

بی مسئولیتی,به صورت بی مسئولیت

irretrievably[adv]

به صورت غیرقابل بازیابی,به طور دائمی

irreverent[adj]

هتاک

irreversible[adj]

برگشت‌ناپذیر

irreversible reaction[n]
irreversibly[adv]

به صورت برگشت ناپذیر,به طور غیر قابل بازگشت

irrevocable[adj]

لغونشدنی

irrevocably[adv]

به طور غیرقابل برگشت

irrigate[v]

آبیاری کردن

irrigation[n]

آبیاری,آبرسانی

irritable[adj]

تندمزاج

irritable bowel syndrome[n]

سندرم روده تحریک‌پذیر

irritably[adv]

با تحریک پذیری, با عصبانیت

irritant[n]

محرک,منبع تحریک

irritate[v]

رنجاندن

irritated[adj]

آزرده

irritating[adj]

آزاردهنده

irritatingly[adv]

به صورت آزاردهنده,به طور تحریک آمیز

irritation[n]

رنجش

isa world surfing games[n]

بازی‌های جهانی موج‌سواری ISA,قهرمانی جهانی موج‌سواری ISA

isabelline[adj]

کرم‌قهوه‌ای

isfahan[n]

اصفهان,شهری در مرکز ایران؛ پایتخت سابق ایران

isixhosa[n]

زبان خوسایی

islam[n]

اسلام

islamic[adj]

اسلامی,مسلمان

islamic architecture[n]

معماری اسلامی

islamic green[adj]

سبز سیدی

islamotard[n]

اسلاموتارد,اسلاموتارد

island[n]

جزیره

island fox[n]

روباه جزیره

island hopping[n]

پرش از جزیره به جزیره,سفر از جزیره به جزیره

island platform[n]

سکو جزیره,سکو مرکزی

islander[n]

جزیره نشین,ساکن جزیره

isle[n]

جزیرک

islet[n]

جزیرک

ism[n]

دکترین,ایدئولوژی

isobar[n]

ایزوبار (هواشناسی)

isochronous[adj]

هم‌زمان

isoglass[n]

مرز هم‌گویی

isolate[v]

جدا کردن

isolated[adj]

جداافتاده

isolating[adj]

(زبان‌شناسی) زبان گسسته

isolation[n]

انزوا, جدایی

isolationism[n]

انزواگرایی

isolationist[adj][n]

انزواگرا,جدایی‌طلب • انزواطلب,طرفدار انزواطلبی

isomer[n]

همپار

isomeric[adj]

ایزومری

isometric[n][adj]

ایزومتریک • ایزومتریک,مربوط به انقباض ایزومتریک

isosceles[adj]

متساوی‌الساقین

isosceles triangle[n]

* مثلث متساوی‌الساقین

isostasy[n]

هم‌تنشی

isothermal[adj]

تک‌دما

isotonic[adj]

ایزوتونیک

isotope[n]

ایزوتوپ

israel[n]

اسرائیل

israeli[n][adj]

اسرائیلی • اسرائیلی

issue[n][v]

معضل • در دسترس قرار دادن

issue a warning[phrase]
istanbul[n]

بزرگترین شهر و پایتخت سابق ترکیه؛ در قرن چهارم توسط کنستانتین یکم بر روی سایت باستانی بیزانس بازسازی شد؛ توسط کنستانتین که آن را پایتخت امپراتوری بیزانس کرد به قسطنطنیه تغییر نام داد؛ اکنون مقر کلیسای ارتدوکس شرقی است,استانبول

isthmus[n]

باریکه خاکی

it[pron]

او (غیر انسان)

it boy[n]

پسر مد روز,مرد جوان تاثیرگذار

it girl[n]

دختر محبوب,نماد مد

it goes without saying[adv]

بدون گفتن می‌رود,نیازی به گفتن نیست

it is a good thing[sentence]
it is high time[phrase]
it is ill waiting for dead men's shoes[sentence]
it manager[n]

مدیر فناوری اطلاعات,مسئول سیستم‌های فناوری

it specialist[n]

متخصص آی تی

italian[adj][n]

ایتالیایی • زبان ایتالیایی

italian bee[n]

*زنبور عسل ایتالیایی

italian hot dog[n]

*هات‌داگ ایتالیایی

italian ice[n]

بستنی ایتالیایی

italian salad[n]

سالاد ایتالیایی

italic[n][adj]

کج‌نویسی • ایتالیایی,مربوط به زبان‌های ایتالیایی

italic languages[n]

زبان‌های ایتالی

italy[n]

ایتالیا

itch[v][n]

خاراندن,خاریدن • خارش,سوزش

itch mite[n]

*کنه عنکبوتی

itchy[adj]

خارش‌آور

itchy feet[n]

اشتیاق زیاد به سفر

item[n][adv]

کالا • نیز,همچنین

iterate[v]

تکرار کردن,بارها و بارها انجام دادن

iteratively[adv]

تکرارشونده,به صورت تکراری

itinerant[n][adj]

کارگر سیار,کارگر دوره گرد • سیار (برای کار)

itinerary[n]

برنامه سفر

itinerate[v]

سیار بودن (برای کار)

its[det]

مال او (غیر انسان)

itself[pron]

خودش (ضمیر انعکاسی سوم شخص غیر انسان)

itsy-bitsy[adj]

خیلی کوچک,ریز ریز

itty-bitty[adj]

خیلی کوچک,ریز

iv[n][adj]

تجویز مواد مغذی از طریق ورید,تغذیه داخل وریدی • چهار,چهارم

ivory[n][adj]

عاج,دنتین عاجی • عاج فیلی

LanGeek
دانلود برنامه