جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
isochronous
01
همزمان, متقارن
having equal or consistent durations or intervals
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most isochronous
شکل تفضیلی
more isochronous
درجهپذیر
مثالها
For their meditation routine, they used an app that produced isochronous tones to aid concentration.
برای روال مدیتیشن خود، آنها از برنامهای استفاده کردند که صداهای همزمان تولید میکرد تا به تمرکز کمک کند.



























