بخشودگی
ناخالص
ناخالصی,ضایعات
نسبت دادن به
در (حرف اضافه مکان) • درون • موجود,حاضر • درونیها,کسانی که در قدرت هستند • ن,ایم
دستهجمعی
از سرِ غرورِ جریحهدار
در یک چشم به هم زدن,فورا
گیج و منگ
بلافاصله
به صورت صمیمانه,با احساس عمیق
در جای بالاتر,در مکان بالاتری
با عصبانیت و دلخوری
با عجله,سریع
با تصویری بد
بهطور خلاصه
توی مخمصه
پشت سر هم، متوالی
در روزمرگی گیر افتاده
در یک ثانیه,فورا
به یک معنا,از جهتی
به روشی مشابه,به شکلی مشابه
در تنگنا
دلنگران و آشفته
در تنگنای سخت
در یک آن
به نوعی,به شکلی
به سلامت!
به قول معروف
توی عالم خود
در غیاب,به صورت غیابی
مطابق با
مطابق با
حین کار
علاوه بر این
علاوه بر این
مطابق با,پایبند به
از پیش • پیشین، قبلی
مطابق با,هماهنگ با
برای کمک به,به منظور حمایت از
هماهنگ با,مطابق با
در مجموع,همه با هم
صادقانه بگم
با قاطعیت تمام
در هر صورت
کاملاً مرتب و منظم
در بدهی
در همکاری با,به همراه
دست در یک کاسه با
لخت مادرزاد
(اکثرا مدارک) به صورت کتبی
در خون کسی بودن
پیش کسی عزیز بودن
به طور خلاصه,کوتاه
در روز روشن
به طور کلی
دستبهیکی
در صورتی که,برای موردی که • در این صورت,در آن صورت
در صورت,به هر حال
در شخصیت,مطابق با شخصیت
مسئول
دور خود چرخیدن
در مجاورت نزدیک به,خیلی نزدیک به
در هماهنگی با,در انسجام با
با سنگدلی تمام
در ترکیب با,به همراه
مشترک
مشترک با,به اشتراک گذاشته شده با
در شرکت,در جامعه
در مقایسه
مطابق با,بر اساس
باهم
در کل
همجهت با
مطابق با
در تطابق با,در هماهنگی با
در همکاری با,به همراه
در ارتباط با,مرتبط با
در مقابل
در تضاد با,برخلاف
مسئول
مطابق با,در رابطه با
زیر ذرهبین
در خطر,در معرض خطر
در زمان اوج
توی دردسر جدی
پر تقاضا,مورد نیاز
به تفصیل,با جزئیات
در وضعیت بحرانی