جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Incester
01
متهم به زنای با محارم, فرد متهم به زنای با محارم
a person accused of engaging in incest
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
incesters
مثالها
The rumor spread that the creepy uncle was an incester.
شایعه پخش شد که عموی ترسناک یک زناکار با محارم بود.
LanGeek



























