جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
incognizant
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most incognizant
شکل تفضیلی
more incognizant
درجهپذیر
مثالها
His incognizant attitude towards current events frustrated his friends.
نگرش ناآگاهانه او نسبت به رویدادهای جاری دوستانش را ناامید کرد.
درخت واژگانی
incognizant
cognizant
cognize



























