جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
incognizant
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most incognizant
شکل تفضیلی
more incognizant
درجهپذیر
مثالها
The incognizant tourists missed the historical significance of the monument they visited.
گردشگران ناآگاه اهمیت تاریخی بنایی را که بازدید کردند از دست دادند.
درخت واژگانی
incognizant
cognizant
cognize



























