جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Incinerator
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
incinerators
مثالها
The city's waste management system includes an incinerator to efficiently dispose of non-recyclable materials.
سیستم مدیریت پسماند شهر شامل یک زبالهسوز برای دفع کارآمد مواد غیرقابل بازیافت است.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
incinerator
incinerate
inciner



























