جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Inference
01
استنباط, استنتاج
a conclusion one reaches from the existing evidence or known facts
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
inferences
مثالها
The detective made a crucial inference about the suspect's alibi based on the new evidence.
کارآگاه بر اساس شواهد جدید، یک استنباط حیاتی دربارهی بیگناهی مظنون انجام داد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
inference
infer



























