جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
remettre
01
برگرداندن, دوباره گذاشتن
replacer quelque chose à sa place ou retourner quelque chose
مثالها
Elle remet les clés sur la table.
او کلیدها را روی میز برمیگرداند.
02
به تعویق انداختن, (به روز دیگری) انداختن، عقب انداختن
reporter quelque chose à un moment ultérieur
مثالها
Ils ont remis la fête au mois prochain.
آنها جشن را به ماه آینده به تعویق انداختند.
03
(چیزی را به کسی) دادن
donner quelque chose à quelqu'un
مثالها
Elle a remis le colis à la réception.
او بسته را در قسمت پذیرش تحویل داد.
04
تنظیم کردن, درست کردن، تعمیر کردن
réparer ou remettre en état quelque chose
مثالها
Le technicien a remis l' ordinateur en fonctionnement.
تکنسین کامپیوتر را تعمیر کرد.
05
دوره نقاهت گذراندن (بعد از بیماری), بهبود یافتن، بهتر شدن
retrouver la santé ou la force après une maladie ou une difficulté
مثالها
Il se remet d' une opération importante.
او از یک عمل جراحی مهم در حال بهبودی است.
06
دوباره شروع کردن, از سر گرفتن
recommencer quelque chose ou reprendre une activité
مثالها
Il se remet à étudier pour l' examen final.
او دوباره شروع میکند به مطالعه برای امتحان نهایی.
07
دوباره پوشیدن, پوشیدن
porter de nouveau un vêtement ou un accessoire
مثالها
Elle a remis ses chaussures après la promenade.
او پس از پیادهروی کفشهایش را دوباره پوشید.
08
دوباره اضافه کردن
ajouter de nouveau quelque chose à ce qui existe déjà
مثالها
Elle a remis des fleurs dans le vase.
او گلها را در گلدان دوباره گذاشت.



























