جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
remarquer
01
ملاحظه کردن, مشاهده کردن، دیدن
observer ou prêter attention à quelque chose
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
remarque
اولشخص جمع
remarquons
اولشخص زمان آینده
remarquerai
وجه وصفی حال
remarquant
اسم مفعول
remarqué
اولشخص جمع زمان ناقص
remarquions
مثالها
Elle a remarqué que la voiture était garée devant la maison.
او متوجه شد که ماشین جلوی خانه پارک شده بود.
02
اشاره کردن, توجه دادن
signaler ou attirer l'attention sur un détail ou un fait
مثالها
Elle a remarqué que la soupe était trop salée.
او متوجه شد که سوپ خیلی شور بود.



























