جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
یادگیری نواختن پیانو در سطح حرفهای سخت است و به سالها تمرین نیاز دارد.
او پنیر سخت مانند چدار را به پنیر نرم ترجیح میدهد.
او به در یک محکم فشار داد تا آن را باز کند.
انفجاری نرمکامی بیواک (آواشناسی)
در کلمه "گربه"، صدای "ک" یک صدای سخت است.
سخت, تیز
نور سخت باعث شد شکلها برجسته شوند.
قوی, الکلی
او مشروبات الکلی قوی را به آبجو ترجیح میدهد.
او بعد از فارغالتحصیلی در پیدا کردن کار بدشانسی داشت.
سخت, خشک
نان پس از یک شب ماندن در بیرون سفت و بیات شده بود.
سخت, آهکی
آب سخت پس از خشک شدن لکههای سفیدی روی ظروف باقی گذاشت.
سخت, نفوذ کننده
پرتوهای سخت قادر به عبور از مواد ضخیم مانند بتن هستند.
محکم, ملموس
روزنامهنگار حقایق محکمی درباره موج جرم و جنایت در شهر ارائه داد.
فیزیک به عنوان یک علم سخت در نظر گرفته میشود زیرا بر دادههای تجربی و نظریههای قابل آزمایش تمرکز دارد.
سخت, انعطاف ناپذیر
رویکرد سخت سناتور در مورد اصلاحات مهاجرتی، رأی دهندگان معتدل را بیگانه کرد.
سخت, محکم
رایج است که برخی از قسمتهای بدن هنگام تحریک سفت شوند.
سخت, خشن
زمستان سخت به بسیاری از محصولات آسیب زد.
بهسختی, باتلاش زیاد
او سخت کار کرد تا به اهدافش برسد.
او محکم به نردهها چسبید در حالی که از پلههای شیبدار بالا میرفت.
او سخت در مورد تصمیم فکر کرد قبل از اینکه انتخابی انجام دهد.
کاملاً
کاپیتان دستور داد به سخت به راست تغییر مسیر دهند تا از صخره اجتناب شود.
کلبه درست کنار دریاچه قرار دارد و منظره ای عالی ارائه می دهد.
سخت, محکم
گل در آفتاب سفت پخته شد.
درخت واژگانی



























