جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بینندگان میتوانند بین کانالها جابهجا شوند تا برنامههای مورد علاقه خود را تماشا کنند یا از آخرین اخبار مطلع شوند.
کانال (آب), آبراه
کانال انگلیس بریتانیا را از اروپای قارهای جدا میکند و به عنوان یکی از شلوغترین مسیرهای کشتیرانی در جهان عمل میکند.
کانال, مسیر
کانال, مسیر آب
کانال, راه
کانال, مجرا
کانال, روش
ایمیل یک کانال رایج برای ارتباط حرفهای است.
کانال, شیار
شیار, حفره
کانال, پلتفرم
کانال, راه
نقاشی یک کانال خوب برای احساسات او است.
کانال کشیدن, هدایت کردن جریان آب
در طول سالها، جویبار حفر یک شیار عمیق در منظر کرد.
هدایت کردن, کانالیزه کردن
دولت تصمیم گرفت منابع را به سمت توسعه زیرساختها هدایت کند تا حمل و نقل عمومی بهبود یابد.
هدایت کردن, کانالیزه کردن
او ناامیدی خود را به یک پروژه سازنده کانالیزه کرد، خشم خود را به راه حلهای خلاقانه تبدیل کرد.
کانال کردن, به عنوان کانال عمل کردن
شمن مراسمی را برای کانالیزه کردن روح طبیعت و جستجوی راهنمایی برای جامعه انجام داد.
کانال کردن, تجسم کردن
بازیگر به مهارت کاریزما و حضور صحنهای اجراکننده نمادین را در فیلم زندگینامهای منتقل کرد.
درخت واژگانی



























