جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
روبهرو, مقابل
کتابخانه در طرف مقابل خیابان قرار دارد.
این درختچه دارای برگهای مقابل با سطح براق است.
مقابل, روبرو
صندلیهای روبهرو روی چرخ و فلک به آرامی در باد تاب میخوردند.
نظرات سیاسی آنها در هر زمینه مخالف است.
مخالف, متضاد
آنها در دو سر مخالف شهر بزرگ شدند.
مخالف, متضاد
او به من دستورالعملهای مخالف داد، که همه را گیج کرد.
مخالف, متضاد
قطعات مخالف مانند یک پازل در کنار هم قرار میگیرند.
مخالف, متضاد
او توپ را به سمت زمین مقابل زد.
مخالف, متضاد
برادرم و من در هر زمینه کاملاً مخالف هم هستیم.
حریف, مخالف
او قبل از مسابقه بزرگ، حریف خود را به دقت مطالعه کرد.
مخالف, متضاد
در انگلیسی، "hot" و "cold" متضاد هستند.
مخالف, متضاد
مخالف 7 برابر است با −7.
روبهرو, جلو
دو صندلی روبهروی هم در اتاق قرار داده شده بودند.
مقابل, کنار
بازیگر جوان در فیلم مقابل یک بازیگر باتجربه بازی کرد.
درخت واژگانی



























