جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
آغاز به کار کردن, شروع کردن
آنها برنامهریزی کردهاند که یک کمپین بازاریابی برای ترویج رویداد راهاندازی کنند.
پرتاب کردن, به حرکت انداختن
او توپ را با نیرویی باورنکردنی در سراسر زمین پرتاب کرد.
پرتاب کردن (به فضا)
نظامیها به عنوان بخشی از یک تمرین آزمایشی یک موشک پرتاب کردند.
روانه بازار کردن, ارائه کردن (برای اولین بار)
شرکت هفته آینده گوشی هوشمند جدید خود را راهاندازی خواهد کرد.
پرتاب شدن, حمله کردن
گربه به سمت اسباببازی پرید، با چابکی سریع روی آن جهید.
پرتاب کردن, برخاستن
خلبان گلایدر را به آرامی از بالای تپه پرتاب کرد.
راه اندازی, شروع کردن
او روی آیکون کلیک کرد تا برنامه را راهاندازی کند.
راه اندازی, شروع کردن
سیستم پس از ورود شما به صورت خودکار راهاندازی میشود.
راه اندازی, به آب انداختن
تیم با هیجان زیاد کشتی جدید را به آب انداخت.
پرتاب, شروع
پرتاب موشک زمین را لرزاند.
قایق موتوری, لنج
آنها یک قایق موتوری برای گشتزنی در ساحل اجاره کردند.
راه اندازی, معرفی
شرکت یک رونمایی برای مدل جدید تلفن خود برگزار کرد.
درخت واژگانی



























