جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
به خطر انداختن
کمبود امنیت شرکت را در معرض حملات سایبری قرار داد.
فاش کردن
فیلمساز مستند در حال حاضر تأثیر زیستمحیطی شیوههای صنعتی را افشا میکند.
آشکار کردن
باستانشناسان با دقت محل را حفاری کردند تا آشکار کنند اشیاء باستانی دفن شده در زیر زمین را.
در معرض چیزی قرار دادن
اجازه دادن به کودکان برای دسترسی نامحدود به اینترنت آنها را در معرض محتوای نامناسب و شکارچیان آنلاین قرار میدهد.
لباسهای خود را (در مقابل دیگران) در آوردن
مدل خود را در مقابل دوربین برای عکاسی آشکار کرد.
رها کردن
پدر و مادر بیاحساس تصمیم گرفتند که نوزاد تازه متولد شده خود را روی پلههای یک پرورشگاه رها کنند.
فاش کردن, برملا کردن
تحقیق او را به عنوان یک کلاهبردار آشکار کرد و ادعاهای دروغین او درباره کار خیریه را فاش کرد.
در معرض نور قرار دادن
تنظیمات دوربین را برای نوردهی صحیح فیلم به شرایط نوری تنظیم کنید.
افشا کردن
روزنامه یک گزارش افشاگرانه درباره فساد شرکتی منتشر کرد.
درخت واژگانی



























