جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
فعال
علیرغم بازنشستگی، او فعال باقی مانده و در فعالیتهای مختلف جامعه شرکت میکند.
او توضیح داد که صیغه فعال اغلب در نوشتار ترجیح داده میشود زیرا جملات را واضحتر و مستقیمتر میکند.
فعال (آتشفشان)
کوه اتنا یکی از فعالترین آتشفشانهای اروپا است که به طور مکرر گدازه و خاکستر فوران میکند.
فعال, پویا
آتش رشد فعال را در طول شب نشان داد.
در خدمت فعال, در خدمت
او در نیروی دریایی در خدمت فعال خدمت کرد.
فعال, پویا
او در سیاست محلی فعال است.
فعال, موثر
ترکیبات فعال در دارو به کاهش درد کمک میکنند.
فعال, در حال کار
تمام حسابهای فعال تا پایان ماه بررسی خواهند شد.
فعال, شاغل
شرکت در تمام بخشها پرسنل فعال استخدام میکند.
فعال, در صیغه معلوم
"او نامه مینویسد" در زمان فعال است.
فعال, در فعالیت
خورشید این هفته به طور غیرمعمولی فعال بود.
ماده فعال, جزء فعال
آنزیم ماده فعال در محلول است.
فعال
او به مدت سه سال در کلوپ محیط زیست فعال بوده است.
(دستور زبان) معلوم
"او نامه را نوشت" در صیغه معلوم است.
درخت واژگانی



























