جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
باز کردن
او پنجره را باز میکند تا کمی هوای تازه وارد شود.
باز شدن
او یک دکمه را فشار داد، و در گاراژ باز شد، ماشینش را آشکار کرد.
باز کردن (از حالت تاشدگی در آوردن)
گل گلبرگهایش را به گرمای نور خورشید باز کرد.
آغاز کردن (نمایش، اجرا و غیره)
شهردار جلسه سالن شهر را با یک سخنرانی کوتاه خوشآمدگویی آغاز خواهد کرد.
در دسترس قرار دادن
گسترش شرکت به بازارهای بینالمللی، فرصتهای جدیدی برای رشد و درآمد گشوده است.
در دسترس قرار گرفتن
پرتال ثبتنام آنلاین در نیمهشب باز میشود، که به شرکتکنندگان اجازه میدهد در کارگاه ثبتنام کنند.
اولین حرکت را رفتن (در بازی کارتی)
در بازی پوکر، بازیکنی با بالاترین رتبه کارت معمولاً دور شرطبندی را میگشاید.
راه داشتن, وصل شدن
غار به یک اتاق وسیع باز شد، استالاکتیتهای آویزان از سقف را آشکار کرد.
نمایش دادن (محتویات فایل یا برنامه), باز کردن (برنامه، پوشه و غیره)
برای کار روی ارائه، کافی است فایل پاورپوینت را باز کنید و شروع به ویرایش اسلایدها کنید.
اجرا کردن (به عنوان بخش آغازین نمایش)
گروه محلی امشب برای گروه راک معروف اجرای آغازین خواهد داشت.
باز کردن, راه اندازی کردن
آنها برنامهریزی کردهاند که ماه آینده یک کافه جدید در مرکز شهر باز کنند.
باز
او لپتاپ را باز گذاشت تا روی پروژهاش ادامه دهد.
باز
کافی شاپ مورد علاقه من حتی در تعطیلات هم باز است.
او نگرشی باز دارد و همیشه مایل است در مورد هر مسئلهای که پیش میآید بحث کند.
جاده باز برای مایلها کشیده شده بود و هیچ ترافیکی در دید نبود.
بدون محافظ
سرباز
خالی, دارای ظرفیت
در دسترس, قابل دسترسی
غیر محدود
باغ یک طرح باز داشت که به بازدیدکنندگان اجازه میداد آزادانه در میان گلها بگردند.
بیدفاع
پلمپنشده
نامشخص, همچنان موضوع بحث
نمایان, واضح
بدون عضویت
مجاز
باز, پذیرا
او به یادگیری درباره فرهنگهای دیگر باز است.
طبیعت بکر
اسبها در فضای باز آرام میچریدند.
اطلاعات فاششده
دوره مسابقات
درخت واژگانی



























